...:: www.sobh.org ::...
 
يکشنبه 21 مهر 1387   

 > نجوا با شهدا


3/7/1387

تاريخ:

Mehdi_Toa2005@Yahoo.Com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:مهدي

گرامي ميداريم ياد و خاطره پاسداران پرافتخار اسلام شهداي والامقام ايراني: شهيد محمدابراهيم همت * شهيد مهدي زين الدين شهيد مهدي باكري * شهيد حسين خرازي شهيد احمد كاظمي * شهيد عليرضا موحد دانش شهيد حسن باقري * شهيد علي صياد شيرازي شهيد عباس بابايي * شهيد محمد بروجردي شهيد محمد جهان آرا * شهيد محمود كاوه شهيد مجتبي محمدي داراني * شهيد محمود حسين خاني جاويدالاثر احمد متوسليان * شهيد مصطفي چمران شهيد احمد كشوري * شهيد علي اكبر شيرودي شهيد عباس دوران * شهيد يوسف كلاهدوز شهيد منصور ستاري * شهيد حسن آبشناسان

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

3/7/1387

تاريخ:

dezaashib@yahoo.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:حميد

ه مناسبت هفته دفاع مقدس، سررسيد سال 87 لشكر 27 حضرت رسول (ص) براي دانلود در وبلاگ "ستاره اي از آسمان حبيب" به نشاني http://shalamcheh67.blogfa.com قرار گرفت.

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

30/6/1387

تاريخ:

fhamhem@yhaoo.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:غريب

شهدا، بر ما نيز «... بل احياء ...» را متجلي كنيد...

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

27/6/1387

تاريخ:

kateb27gordanekomeil110@yahoo.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:اميرحسين ميرقاسمي(كاتب)

زماني بود و عشقي بود و حالي داشتيم* زماني كه به سر شوق وصالي داشتيم* چه شوري و صفايي و وفايي داشتيم* چه شبها با خدا خلوتسرايي داشتيم* ""كاتب""

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

22/6/1387

تاريخ:

alixpower@gmail.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:علي رضا

شهدا من بيچاره رو هدايت كنيد . شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا شهدا من رو حلال كنيد .

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

22/6/1387

تاريخ:

Sara_135800@Yahoo.Com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:سارا

نصب تصاوير شهداي ايراني با ابعاد بزرگ در مقر مركزي حزب الله در لبنان: شهيد محمدابراهيم همت شهيد مهدي زين الدين شهيد مهدي باكري شهيد حسين خرازي شهيد احمد كاظمي شهيد عليرضا موحد دانش شهيد حسن باقري شهيد علي صياد شيرازي شهيد عباس بابايي شهيد محمد بروجردي شهيد محمد جهان آرا شهيد مجتبي محمدي داراني شهيد محمود كاوه جاويدالاثر احمد متوسليان شهيد مصطفي چمران شهيد احمد كشوري شهيد علي اكبر شيرودي شهيد عباس دوران شهيد يوسف كلاهدوز

نظر شما در مورد اين مطلب    2 نظر

 

16/6/1387

تاريخ:

sinahotlove@yahoo.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:خاكي

دعا كنيد منم شهيد شم

نظر شما در مورد اين مطلب    1 نظر

 

10/6/1387

تاريخ:

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:نجمه رييس كاظمي

فال

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 

9/6/1387

تاريخ:

Reza_Eslahtalab@Yahoo.Com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:محمدرضا

به ياد شهداي عمليات خيبر كه در جزيره مجنون مظلومانه ايستادند *زنده بمان مجنون* روايت جامع از مظلوميت ايرانيان هنگام انجام بزرگترين عمليات تاريخ ۸ سال دفاع مقدس (عمليات خيبر) در جزاير مجنون ـ طلائيه ـ هورالعظيم ـ هورالهويزه نظر يكي از كارشناسان ارتش ايالات متحده آمريكا: « در حقيقت اين عمليات (خيبر ۲) به عنوان يكي از مشكل ترين و خطرناك ترين عملياتهاي رزمي جهان تلقي شد و روي آنان كه هنوز فكر مي كنند ايراني ها يك مشت بي دست و پاي آموزش نديده فناتيك هستند، اثر معكوس مي گذارد.» سوم خرداد شصت و يك، خرمشهر آزاد شد؛ بعد از نزديك نوزده ماه اشغال، وضع جنگ ايران و عراق عوض شده بود، عراق زمينهايي كه اشغال كرده بود، از دست داده بود و ايران روي مرز بود. آنهايي كه مخفيانه از عراق حمايت مي كردند، حالا آشكارا از عراق حمايت مي كردند، عراق براي خريد سلاح، بيش تر سراغ شوروي مي رفت و آمريكا هم نمي خواست از سود فروش سلاح بي نصيب باشد. چراغ سبزش را به عراق نشان داد؛ اول از همه نام عراق را از ليست كشورهاي حامي تروريست خط زد، بعد شروع كرد به تحويل سلاح و كمك مالي به عراق، بالاخره هم دفتر سازمان سيا را در بغداد باز كرد تا بتواند بهتر اطلاعات به عراق بدهد، اين در حالي بود كه هنوز سفارتخانه نداشت. مشاور كميته‌ي روابط خارجي سناي امريكا گفت: «اين عمل آمريكا به منظور تنبيه ايران و باز كردن راهي براي عراق، جهت خروج از بن بست موجود است. ايران در جنگ با عراق از برتري محسوسي برخوردار است و اين واقعه‌ي ناخوشايند براي آمريكاست.» آمريكايي ها سيصد ميليون دلار به عراق دادند تا گندم و برنج بخرد، بعدها اين رقم تا يك ميليارد هم رسيد، دولت ريگان به شركتي كه اين كمك ها را كرده بود تعهد داد اگر عراق تا سه سال پولشان را ندهد، دولت آمريكا پول را پرداخت مي كند. با اين همه كمك، صدام حال و روز خوبي نداشت، از يك طرف آمادگي كشورش را براي برقراري آتش بس اعلام كرده بود و از طرف ديگر مسئوليت شكست را پذيرفت، بعد هم استعفا داد، هرچند در انتخابات مجدد حزب بعث دوباره دبيركل شد. انتخاباتي كه معمولا تنها يك كانديدا داشت؛ صدام. اروپايي ها هم بي كار نبودند، فرانسه هواپيماهاي ميراژي كه قولش را به عراق داده بود تحويل داد. سيزده موشك انداز متحرك هم داد، كلودشسون، وزير خارجه‌ي آن روزهاي فرانسه، به عراق قول داد كارشناسان كشورش راكتور اتمي ازيراك را كه اسرائيل قبلا منهدم كرده بود، بازسازي كنند. شوروي هم هزار و دويست نفر از مستشارش را به عراق فرستاد، هم راهشان هم چهارصد تا تانك تي ـ پنجاه وپنج و دويست و پنجاه تانك تي ـ هفتاد و هفت؛ تانكي كه در حال حركت هم مي توانست گلوله شليك كند و آر پي جي هم روي بدنه اش اثر نمي كرد، چند تايي هم ميگ بيست و پنج شناسايي . انگليس براي سربازان عراقي پناهگاه ساخت؛ پناهگاه براي چهل و هشت هزار نفر، پناهگاههايي كه همه چيز درش بود؛ از بيمارستان و اتاق عمل گرفته تا اتاقهاي مقابله با حمله شيميايي و استراحتگاه و آشپزخانه. خود عراق هم از نيروهاي داوطلب، تيپ هايي ساخت كه معروف شدند به تيپ هاي سه رقمي، عراقي ها مي خواستند جنگ طولاني باشد، نيرو و امكاناتش را هم داشتند، اگر هم چيزي كم و كسر بود ، فقط كافي بود به بعضي كشورها بگويند تا برايشان دست و پا كنند. برعكس، آمريكايي ها دوست داشتند جنگ در محدوده‌ي مشخصي ادامه پيداكند، يعني نه شكست و نه پيروزي، ريگان آن روزها طرحي داد كه اگر صدام در جنگ شكست خورد و حكومتش سقوط كرد، آمريكاييها به سرعت جاي او را بگيرند. اما ايران اصلا دلش نمي خواست جنگ ادامه پيدا كند، ايران دوست داشت هر چه سريعتر جنگ تمام شود. از همان روزهاي اول جنگ كه مناطق اشغالي پس گرفته شد، بازسازي شروع شد، تنها چيزي كه ايراني ها را مجبور مي كرد بجنگند، اين بود كه كسي حرف ايران را جدي نمي گرفت. ايران مي خواست حقوقش به رسميت شناخته شود؛ عراق رسما به عنوان متجاوز معرفي شود، اين همه خساراتي كه ديده بود پرداخت شود. براي همه ي اين خواسته ها سازمان ملل بايد حداقل قطعنامه اي صادر مي كرد، ايران دست روي چيزهايي گذاشته بود كه دنيا خوشش نمي آمد، براي همين مجبور بود بجنگد تا در موقعيت برتر قرار بگيرد. موقعيت برتر هم يعني در اختيار داشتن چيزي از عراق كه عراق مجبور باشد به خواسته هاي ايران تن بدهد. اين استراتژي، يعني اين كه ايران بايد وارد خاك عراق مي شد. بعضي ها از سر دلسوزي، خير و صلاح ايران را در تمام شدن جنگ مي دانستند، ولي تنها دو حزب توده و نهضت آزادي بيانيه هايي براي مخالفت با ورود به خاك عراق دادند، آنها بعدها ديدند كه عراق چه بر سر كويت آورد؛ عراقي كه به مراتب ضعيف تر از عراقي بود كه با ايران مي جنگيد. از اواخر سال شصت و يك، عملياتهايي كه ايران طراحي و اجرا كرد، همه در خاك عراق بود؛ اوليش هم رمضان. ايران مي دانست با اين همه سلاحي كه عراق دارد نمي تواند طبق قواعد عادي جنگ، با عراق بجنگد، ايران بايد طوري ضعف امكاناتش را جبران مي كرد. تا اواسط سال شصت و دو تمام عملياتهاي ايران جزء عملياتهاي محدود بود، مسئولين جنگ مي خواستند ايران با اجراي عملياتهاي محدود، فرصت را از عراق بگيرد. از طرفي خودشان را براي يك عمليات بزرگ آماده كنند. نقاط غرب كشور جاهاي خوبي براي اجراي اين ايده بود، با اين كه بيش تر عملياتهايي كه در اين نقطه اتفاق افتاد موفق بود، اما هيچ كدام، آن طور نبود كه عراق را مجبور به پذيرش حرفهاي ايران كند. عراقي ها خوب ياد گرفته بودند چگونه بايد روي زمين جنگيد، آنها موانعي روي زمين درست ميكردند كه گذشتن از آنها گاهي غير ممكن بود؛ كانالهاي طولاني آ‎ب، خاكريزهاي بلند و ميدانهاي مين بزرگ ، همه نشان مي داد عراق در بخش مهندسي ـ رزمي چقدر قدرت دارد. از اواسط سال شصت و دو، ايده هاي جديدي به فكر طراحان و فرمانده هان جنگ رسيد، سپاه طرحي براي عمليات در هور تهيه كرد، منطقشان هم اين بود كه نيروي رزمي مجهز عراق قادر به مقابله در هور نيست ،از طرفي عمليات در هور، كمبود نيرو، امكانات و پشتيباني در جبهه‌ي خودي را هم مي توانست جبران كند. انتخاب اين منطقه براي عمليات با عقل كلاسيك اصلا سازگاري نداشت، اما ايران هم چاره اي نداشت جز انجام عمليات گسترده در اين منطقه. فرمانده هاي سپاه عامل اعتقاد و خودباوري نيروهايشان را بسيار قوي مي دانستند و بسيار به عمليات در اين شرايط خوش بين بودند. طرحهاي عمليات تهيه شد و اوايل اسفند شصت و دو، زمان برگزاري عمليات انتخاب شد. قرار بود عمليات در هورالهويزه با هدف تصرف جزاير مجنون شمالي و جنوبي و در اختيار گرفتن چاه هاي نفت عراق انجام شود. ساعت بيست و سي دقيقه‌ي روز سوم اسفند ماه شصت و دو، عمليات با رمز « يا رسول الله » آغاز شد، عمليات در دو محور اصلي و چند محور فرعي اغاز شد. منطقه‌ي اصلي عمليات در هور و جزاير مجنون با شركت نه لشكر پياده و شش تيپ زرهي از سپاه به همراه دو لشكر پياده و دو لشكر زرهي و يك تيپ هوابرد از ارتش بود. هم زمان در سه نقطه از غرب كشور، يعني سد در بنديخان ، چنگوله و چيلات، نيز عملياتهايي براي فريب عراقي ها شروع شد تا حواس عراقي ها از منطقه اصلي عمليات پرت شود. عراقي ها كه اصلا فكر نمي كردند ايران بخواهد و بتواند در هور عمليات كند، خيلي زود غافلگير شدند. پيش روي در بيش تر جبهه ها با سرعت انجام مي گرفت. قرار بر اين بود هوانيروز حمل ونقل نيروها و تجهيزات را در طول عمليات انجام دهد. حوالي ساعت دو بامداد، اولين هلي كوپتر، فرمانده هان سپاه و هوانيروز را وارد منطقه كرد. آتش دشمن در محور طلائيه خيلي شديد بود، طوري كه حجت الاسلام ميثمي، مسئول نمايندگي امام در قرارگاه خاتم النبياء كه خودش در منطقه بود و بعدها شهيد شد، گفت: «هر كس در طلائيه ايستاد، اگر در كربلا هم بود مي ايستاد.» ماموريت حفظ طلائيه به عهده‌ي لشكر امام حسين (ع) بود. همان شب فرمانده لشكر امام حسين (ع) حاج حسين خرازي، داستان شب عاشورا را براي نيروهايش گفت و ازشان خواست اگر مي خواهند، شبانه بروند، چند ساعت بعد دست خودش قطع شد؛ با تركش خمپاره. در قسمت شمالي منطقه‌ي عمليات، نيروها از رودخانه رد شدند و جاده ي بصره به بغداد را مسدود كردند، روز چهارم عمليات هم نيروها به شهر القرنه رسيدند. مردم در آن شهر هم به استقبال بچه هاي ايراني آمدند و برايشان گوسفند قرباني كردند . عراق كه تقريبا همه چيز را از دست داده بود، در شهر العماره كه نزديكي منطقه عمليات بود، وضع فوق العاده اعلام كرد و مردم شهر را چه مي خواستند، چه نمي خواستند با هلي كوپتر به منطقه جنگي آورد؛ مدل عراقي نيروهاي مردمي. عراقي ها هفتاد و دو ساعت با توپ و خمپاره و انواع و اقسام سلاح ها روي جزيره هاي شمالي و جنوبي ريختند. محاسبات نشان مي داد حدود يك ميليون گلوله و خمپاره در اين دو جزيره فرود آمد. خبر پيروزيها به امام رسيد، امام پيام داد «بايد حسين وار بجنگيد.» پيام امام به جبهه ها رسيد و تاثير خودش را گذاشت. در همان روزها چند نفر از بهترين فرمانده هان سپاه پاسداران به شهادت رسيدند؛ حاج محمدابراهيم همت، فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله پاسدار پرافتخار اسلام مجتبي محمدي داراني عضو گردان ميثم و گروهان شهادت و اكبر زجاجي معاونش، حميد باكري، قائم مقام لشكر عاشورا و رسول ياغچيان، معاون دوم لشكر. هر چند در عمليات خيبر پيروزي هاي بسياري به دست امد، اما نتيجه‌ي نهايي آن گونه نبود كه انتظار مي رفت. با اين همه، دنيا فهميده بود كه ايراني ها اگر بخواهند كاري بكنند، آنرا انجام مي دهند؛ آن هم با تاكتيكي جالب توجه، عراق با وضعيتي مواجه شده بود كه مجبور بود براي اولين بار از سلاح شيميايي استفاده كند، عراقي ها داشتند از گاز خردل توليدي كارخانه‌ي سامره شان استفاده مي كردند، تاول هاي شديد در پوست و صورت و ايجاد اختلال در دستگاه تنفسي منظره اي بود كه آنروزها زياد مي شد نمونه اش را ديد. دهم فروردين شصت و سه، سازمان ملل براي اولين بار قطعنامه اي درباره‌ي منع استفاده از سلاح شيميايي در جنگ ايران و عراق صادر كرد؛ قطع نامه اي كه در آن اسمي از كشور استفاده كننده نبود. عراق فهميده بود ايراني ها از هر جا حتي هور حمله مي كنند، براي مقابله در هور هم سپاه درست كرد؛ سپاه ششم . همان روزها مقر امريكايي ها در بيروت منفجر شد و وضع منطقه تغيير كرد، كاسپر واينبرگر، وزير دفاع وقت امريكا، در كنگره گفت: « دخالت ايران در اين انفجار تاييد كننده‌ي اين امر است كه آمريكا بايد به عراق كمك كند.» نتيجه‌ي اين حرفها هم ارائه‌ي طرح « اصل اميد» توسط بنياد « هريتيج» به ريگان بود. در اين طرح امريكا بايد چهار كار مي كرد؛ وضع اقتصادي عراق را محدود مي كرد، در منابع ارزي ايران محدوديت ايجاد مي كرد، عمليات « استانچ» با هدف جلوگيري از فروش سلاح به ايران را اجرا مي كرد كه در آن امريكا با شناسايي عوامل فروش سلاح به ايران، آنها را متقاعد و يا تهديد مي كرد تا از فروش سلاح منصرف شوند و نتيجه اش همه اين بود كه ايران بايد سلاحهاي مورد نيازش را چند برابر قيمت خريداري مي كرد؛ سلاحهايي كه بعضي هايشان اصلا به درد به خور نبودند، و بالاخره بايد در استخراج و فروش نفت ايران محدوديت ايجاد مي كرد. عراق مي دانست نفت ايران عامل خوبي براي تهيه‌ي پول سلاح و جنگيدن است. براي همين تصميم گرفت وضع صادرات نفت ايران را خراب كند، حمله به جزيره خارك، مناطق نفتي و نفت كش هاي خليج فارس نتيجه‌ي اين تصميم بود. سال شصت وسه سالي بود كه جبهه هاي جنگ تغيير كرد. خليج فارس، مناطق نقتي، شهرها و مراكز حساس، جبهه هاي جديد عراق بود. عراق به هر كجا كه مي توانست حمله مي كرد، صدام مي گفت « ما دو راه بيشتر نداريم: يا مصالحه كنيم يا شهرهاي ايران را بزنيم.» البته در بيست وپنجم مهر شصت وسه، عمليات عاشورا در منطقه‌ي ميمك انجام شد، اما اين عمليات هم نتوانست ايران را به هدفي كه مي خواست برساند، عراقي ها روز به روز بر تعداد سلاح هايشان اضافه مي كردند ، طوري كه بيش از نيمي از توليد ناخالص مليشان را (چيزي حدود چهارده ميليارد دلار) به خريد سلاح اختصاص دادند. آنها با شصت درصد پول حاصل از نفتشان هم اسلحه مي خريدند، با اين اوضاع ايران بايد كاري مي كرد، حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني كه آن زمان فرمانده عالي جنگ بود، در صحبتي گفته بود: «بايد عمليات كنيم، حتي اگر سي تا چهل درصد موفق باشد.» اما نكته اينجا بود كه كجا و كي بايد عمليات كرد، اين گونه بود كه توجه ها دوباره به هور جلب شد، نقطه اي كه ايران يك بار درش عمليات نيمه موفقي كرده بود و كلي تجربه داشت و در عوض، عراق در آن بسيار آسيب پذير نشان داده بود. قبل از عمليات جديد، ايران در تدارك تهيه‌ي تعداد زيادي قايق بود، اگر مي خواست قايق ها را از يك كشور ديگر وارد كند، همه مي فهميدند كه عمليات ايران آبي است؛ براي همين مجبور شد از قايق هاي فرسوده و مستعمل سپاه و ارتش كه سالها توي انبارهايشان خاك خورده بودند استفاده كند. جابه جايي نيروهاي ايران به هور هم تقريبا براي عراق معلوم بود؛ آمريكا خبرچين خوبي بود، براي همين عمليات، اصل غافلگيري نداشت. نام عمليات جديد را «بدر» گذاشتند، براي روز نوزدهم اسفند شصت وسه در منطقه‌ي هور الهويزه عملياتي با هدف تسلط بر جاده‌ي بصره به العماره و راه يابي به مركز اصلي هورهاي غرب دجله كه مسلط بر استان هاي بصره ، ناصريه و العماره‌ي عراق بود، قرار بود عمليات بدر به نوعي تكميل شده عمليات خيبر باشد. عراق يك بار از منطقه‌ي هور ضربه‌اي سختي خورده بود و خودش را آماده كرده بود تا تجربه‌ي تلخ گذشته تكرار نشود. تجربه نشان داده بود عراق از اتفاقات گذشته به شدت درس مي گيرد و آن را كاملا جدي تلقي مي كند، به همين خاطر آنها تعداد زيادي ديده باني در هور ساختند تا به منطقه مسلط باشند، براي فرود هواپيما دو باند ساختند، چند باند هلي كوپتر هم همان جا ساختند، مسير آبراه ها را هم با سيم خاردار، شبكه هاي فوگاز كه حاوي ناپالم بود و كافي بود كه منفجر شود تا هر چه سر راهش است بسوزاند و هزار و يك جور مانع ديگر تله گذاري كرده بودند، تا جايي هم كه توانسته اند ني ها را كوتاه كردند. ايراني ها هم بي كار نبودند، آنان پد هلي كوپتر و جاده‌ اي بنام صاحب زمان(عچ) ساختند و پشتيبانيشان را هم با هلي كوپتر و هاور كرافت انجام مي دادند. قبل از عمليات هم به خاطر تجربيات عمليات خيبر كلي آموزش سكاني نصب پل خط شكني علامت گذاري مسير هلي برد و... ديده بودند، سرانجام در ساعت بيست و سه روز نوزدهم اسفند ، و درست يك سال بعد از عمليات خيبر، عمليات بدر با رمز« يا الله يا الله يا الله و قاتلو هم حتا لا تكون فتنه يا فاطمه الزهرا » اغاز شد. نيروهاي فني، مهندسي سه روزه ، پلي حد فاصل جزيره‌ي جنوبي و منطقه‌ي همايون زدند، عراق هم هر چه بمب و خمپاره داشت، ريخت سر ايراني ها، اين بار هم جبهه‌‌ي خودي فرمانده هان بزرگي را از دست داد؛ آقاخاني و شعربافچي كه هر دو فرمانده گردانهايي از لشكر امام حسين (ع) بودند و مهدي باكري فرمانده لشكر ده عاشورا. عمليات بدر عمليات پيروزي بود؛ هشت روز عمليات، هشت صد كيلومتر مربع آ‎زاد سازي، تصرف جاده‌‌ي خندق در شش كيلومتري جاده‌ي بصره، از بين رفتن پنج لشكر و هفت تيپ از عراق، پنج هزار كشته و زخمي و سه هزار و دويست نفر اسير. يكي از كارشناسان ارتش آمريكا گفت: « در حقيقت اين عمليات (خيبر ۲) به عنوان يكي از مشكل ترين و خطرناك ترين عملياتهاي رزمي جهان تلقي شد و روي آنان كه هنوز فكر مي كنند ايراني ها يك مشت بي دست و پاي آموزش نديده فناتيك هستند، اثر معكوس مي گذارد.» اما هنوز اين پيروزي ها براي خاتمه جنگ كافي نبود، وقايع بعدي جنگ اين را مي گفت. منطقه‌ي عملياتي‌ خيبر در شرق رودخانه‌ي‌ دجله‌ و داخل ‌هورالهويزه‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از شمال‌ به العزيره‌ و از جنوب ‌به‌ القرنه‌ و طلائيه‌ محدود مي گردد. اين‌ منطقه‌ داراي‌ دو نوع‌ طبيعت‌ِ متفاوت‌ِ هور و خشكي‌ است‌. هور منطقه‌اي‌ است‌ تقريباً هم‌ سطح ‌دريا كه‌ در بعضي‌ جاها سطح‌ آب‌ آن‌ دو تا سه‌ متر بالاتر از آب‌ درياست ‌و نسبت‌ به‌ مناطق‌ هم‌ جوار گودتر مي‌باشد و روييدني‌هايي‌ مانند ني،بردي‌ و چولان‌، آن‌ را زير پوشش‌ قرار داده‌ است‌. قسمت‌ خشكي‌ كه ‌حداقل‌ عرض‌ آن‌ هشت‌ كيلومتر و حداكثر ده‌ كيلومتر است‌، توسط‌ هور الهويزه‌ در شرق و هور الحمار در غرب‌، احاطه‌ شده‌ است‌. در داخل‌ منطقه‌ي‌ مزبور، جزاير مجنون‌ شمالي‌ و جنوبي و تأسيسات ‌مهمي‌ مانند دكل‌هاي‌ برق و دكل‌هاي‌ تقويتي‌ راديو و تلويزيون‌، تأسيسات‌ و كارخانجات‌ كاغذ سازي‌، چاه‌هاي‌ نفت‌ و ... واقع‌ است‌. سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، به‌ منظور غافل‌گير كردن‌ دشمن‌، انهدام‌ نيروهاي‌ سپاه‌ سوم‌ دشمن‌ و استفاده‌ از ضعف‌ و ناتواني‌ او در عمليات‌ آبي‌ و خاكي‌ و ... عمليات‌ خيبر را در اين‌ منطقه‌ طراحي ‌نمود. اين‌ عمليات‌ در تاريخ‌ سوم‌ اسفند ماه‌ 1362 با رمز مقدّس‌ يا رسول‌ الله ‌آغاز گرديد. رزمندگان‌، با سرعت‌ عمل‌ از چند محور باعبور از ميان‌ تله‌هاي‌ انفجاري‌ و بشكه‌هاي‌ آتش‌زا و سنگرهاي‌ كمين‌ و ديگر مواضع‌، بر سر دشمن‌ فرود آمده‌ و در يك‌ هجمه‌ي بي‌امان‌، موفق‌ شدند چند روستاي‌ عراقي‌ را آزاد كنند و تعدادي‌ از يگان‌هاي ‌مستقر در جريزه‌ را به‌ هلاكت‌ رسانند. تصرف‌ جرايز به‌ عهده‌ي‌ لشگر حماسه‌ آفرين‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ بود كه‌ با كمك‌ يگان‌هاي ديگر، پس‌ از نبردي‌ جانانه‌، جزيره‌ي‌ مجنون‌ شمالي‌ را به‌ طور كامل‌ آزاد كرده‌، با فشار بي‌امان‌ خود، دشمن‌ بعثي‌ را كيلومترها به‌ عقب‌ راند. در اين‌ عمليات‌، سپاهيان‌ اسلام‌، رودخانه‌ي‌ دجله‌ و فرات‌ را پشت‌ سر مي‌گذارند و بزرگراه‌ بصره‌ ـ بغداد در چند نقطه‌ قطع‌ مي شود كه‌ با اين‌عمل‌، ارتباط‌ سپاه‌ سوم‌ و چهارم‌ عراق قطع‌ مييگردد. هم‌ زمان‌ با اجراي‌ عمليات‌، يگان‌هايي مهندسي‌ رزمي‌، اقدام‌ به ‌نصب‌ پل‌ فلزي‌ شناور نموده‌، در ميان‌ حيرت‌ دشمنان‌، پلي‌ به‌ طول ‌دوازده‌ كيلومتر، زير بمباران‌ شديد و حجم‌ آتش‌ انبوه‌ دشمن‌، روي‌ هور برپا مي‌كنند و در نتيجه‌ عقبه‌ي‌ رزمندگان‌، تأمين‌ مي‌شود. در شمال ‌غرب‌ منطقه‌، چند روستاي‌ ديگر از جمله‌ پل‌ العزيره‌ و شهرك‌ الصغره‌ به‌ تصرف‌ رزمندگان‌ اسلام‌ در مي‌آيد. نيروهاي‌ عراقي‌ با تحمل ‌خسارات‌ و تلفات‌ بسيار زياد، از جزاير مهم‌ و حساس‌ مجنون‌ كه ‌ميلياردها بشكه‌ نفت‌ در خود ذخيره‌ دارد، عقب‌ نشيني‌ مي‌كنند. رژيم‌ مستأصل‌ عراق كه‌ از پاتك‌هايي سنگين‌ خود نتيجه‌ نمي‌گيرد، دستورحمله‌ي‌ شيميايي‌ را به‌ طور گسترده‌ صادر مي‌كند كه‌ هواپيماها با پرتاب‌ راكت‌هايي‌ منطقه‌ را مملو از دود زرد رنگ‌ و سمّي‌ مي‌كنند و موجب‌ سوختگي‌ و خفگي‌ تعدادي‌ از رزمندگان‌ مي‌شوند. با فشار سنگين‌، در اثر بمباران‌ شيميايي‌، رزمندگان‌ براي حفظ‌ جزاير از منطقه‌ي‌ العزيره‌ عقب‌ نشيني‌ مي‌كنند. دشمن‌ بعثي‌ كه‌ با پاتك‌ سنگيني‌ موفق‌ مي‌شود جاده‌ي‌ بغداد ـ بصره‌ را از كنترل‌ ايرانيان‌ خارج‌ نمايد، تلاش‌ ميكند تا جزاير را تصرف‌ كند كه‌ با انهدام‌ دو گردان‌ پياده‌ و تانك‌ و به‌ هلاكت‌ رسيدن‌ هفتصد بعثي‌ نااميد شده‌ و عقب‌ مي‌نشيند و بدين‌ ترتيب‌ جزاير مجنون‌ در تصرف‌ رزمندگان ‌اسلام‌ باقي‌ مي‌ماند. سردار سپاه اسلام‌ حاج‌ محمدابراهيم‌ همّت‌، فرمانده ‌لشگر 27 محمّد رسول‌اللّه و پاسدار پرافتخار اسلام مجتبي محمدي داراني‌ در اين‌ عمليات‌ به‌ شهادت‌ مي‌رسند.

نظر شما در مورد اين مطلب    1 نظر

 

6/6/1387

تاريخ:

m...a@yahoo.com

آدرس الکترونیکی:

نام و نام خانوادگی:مهدي

مي دونم پر از گناهم براي همين با شما نجوا كردم گناهايي كه به غير از شما نمي تونم به كس ديگري بگم مي گن شهدا دست آدمهاي بد بخت را مي گيرند اميد وارم دست من را هم بگيريد تا نوكرتون بشم ..

نظر شما در مورد اين مطلب    0 نظر

 


  1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي