فرشتگان و جنيان، ياران حضرت

پرچم رسول‌الله (ص) انگشتر سليمان، سنگ و عصاي موسي

مهدي (عج) مبدأ الايات

شكست كفار

زنده شدن مردگان

 

فرشتگان و جنيان، ياران حضرت

1- مفضّل از امام صادق (ع) پرسيد: آقاي من! آيا فرشتگان و جنّيان ( هنگام ظهور مهدي (ع) براي مردم ظاهر مي‌شوند؟ امام (ع) فرمود: به خدا سوگند آري! و با مردم گفتگو خواهند كرد آن‌چنان كه با هم سخن مي‌گويند. مفضّل: آيا فرشتگان و جنّيان همراه به مهدي (ع) حركت خواهند كرد؟ امام (ع): آري مابين كوه و نجف فرود مي‌آيند و تعدادشان چهل و شش هزار فرشته و شش هزار جن است.


2- قائم (ع) به هر سو كه رود، ابرها بر سر او سايه مي‌افكنند و با زباني فصيح مي‌گويند: اين مهدي آل‌محمد (ص) است كه زمين را پس از وفور بي‌عدالتي و ستم، پر از قسط و عدالت مي‌كند. ( هم‌چنين زمين در زير پاي او و يارانش در هم مي‌پيچد؛ يعني قدرت طيّاالارض خواهد داشت.


3- وقتي قائم ما اهل‌بيت قيام كند، به محله‌اي از كوفه مي‌رود، برپا مي‌ايستد و با دست مبارك خود به جايي اشاره مي‌كند كه بِكَنيد آن‌جا را؛ حفر مي‌نمايند. دوازده هزار شمشير، دوازده هزار زره و دوازده هزار كلاه خود از آن خارج مي‌كنند كه به دوازده هزار نفر از عجم و موالي ( ايرانيان ) مي‌پوشاند.


4- چون قائم آل‌محمد (ص) قيام كند، شمشيرهاي نبرد ( از آسمان ) فرود مي‌آيند، بر شمشيري اسم خود و نام پدر صاحب آن شمشير را نوشته‌اند.


5- هر گاه قائم ما قيام كند، خداوند به گوش‌ها و چشم‌هاي شيعيان ما، قوه و نيرويي بخشد؛ و در حالي‌كه بين آن‌ها و قائم (ع) واسطه‌اي نباشد، با شيعيان ما تكلّم فرمايد و آن‌ها مي‌شنوند و به آن حضرت مي‌نگرند؛ در حالي كه آن حضرت در مكان خود مي‌باشد.


6- شيعيان ما در زمان سلطنت قائم (ع) بزرگان اهل زمين و حكام بر آن‌ها خواهند بود. به هر مردي از آن‌ها، از جانب خداوند قوت چهل مرد داده مي‌شود. حضرت ابوجعفر (ع) فرمود: شيعيان ما قبل از ظهور، مرعوب دشمنان ما هستند اما وقتي كه امر ما واقع و مهدي آل‌محمد (ص) ظاهر شد، هر يك از شيعيان ما از شير باجرأت‌تر و از نيزه بُرّنده‌تر شوند؛ دشمنان ما را لگدكوب مي‌كنند و آن‌ها را با دست مي‌كشند.


7- هر گاه قائم (ع) خروج كند، زمين، گنج‌هاي خود را بيرون مي‌ريزد و مردم همه، آن را مشاهده مي‌كنند.


8- جبرييل، پرچم رسول‌خدا (ص) را روز نبرد بدر نازل نمود كه به خدا سوگند جنس آن از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نبود. راوي پرسيد: پس از چه بود؟ امام (ع): از برگ بهشت كه رسول خدا (ص) آن را روز بدر باز نمود، آن گاه آن را پيچيد و به علي (ع)داد كه پيوسته با او بود تا آن كه روز نبرد بصره آن را باز كرد؛ آن‌گاه پيچيد و اكنون نزد ماست و تا وقتي كه قائم (ع) قيام نكند، كسي آن را نمي‌گشايد و هر گاه قيام كرد، پرچم را باز مي‌كند.


9- زره رسول خدا (ص) بر تن قائم (ع) راست مي‌آيد و زياد و كم نخواهد آمد. ابوجعفر ( امام باقر (ع) آن را پوشيد كه از قامتش بلندتر بود. من هم پوشيدم، اندكي بزرگ‌تر بود. 10- گويا قائم (ع) را بر فراز تپه‌اي در كوفه مي‌بينم كه زره رسول‌الله (ص) را پوشيده است ... و سوار بر اسبي سياه است ...


و چنان جنبشي ايجاد مي‌كند كه ساكنان هر سرزميني او را در ميان خود مي‌بينند، پرچم رسول‌الله (ص) را به اهتزاز درمي‌آورد ... و هيچ مؤمني باقي نمي‌ماند جز آن كه دلش چون آهن سخت خواهد شد و قدرت چهل مرد را پيدا خواهد كرد ... سيزده هزار و سيصد فرشته همراه او ( براي ياريش ) خواهند بود؛ فرشتگاني كه با نوح در كشتي بودند و با ابراهيم هنگامي كه در آتش انداخته شد و نيز فرشتگاني كه هنگام شكافته شدن دريا با نوح بودند و نيز آن‌ها كه با عيسي هنگام عروج به آسمان بودند و چهار هزار فرشته‌اي كه با پيامبر اسلام (ص) بودند ... و سيصد و سيزده فرشته روز بدر و چهار هزار فرشته‌اي كه روز عاشورا به ياري حسين (ع) شتافتند، اما حسين (ع) به آن‌ها اجازه‌ي جنگيدن نداد ... تمام اين فرشتگان در زمين منتظر قيام قائم هستند.


11- قائم (ع) هنگام خروج، عصاي موسي را به همراه دارد كه هر گاه آن را بيفكند، اژدهايي خواهد شد كه فاصله بين دو فكّش چهل ذراع است و هر آن‌چه را كه به او امر شود، مي‌بلعد.


12- هنگام ظهور، زمين به نور قائم (ع) منوّر مي‌گردد و تاريكي از ميان مي‌رود و مردم نيازي به نورافشاني خورشيد و ماه ندارند.


13- در دوران ظهور، مؤمن پرنده‌اي را از هوا به زير مي‌كشد، پس آن را ذبح كرده و پس از بريان نمودن مي‌خورد؛ اما استخوانش را سالم باقي مي‌گذارد، آن‌گاه به آن مي‌گويد: به اذن خداوند، زنده شو، پس زنده مي‌شود و پرواز مي‌كند و هم‌چنين است، در مورد آهوهاي صحرا. در آن زمان قائم (ع) مايه‌ي روشني شهرهاست و مردم نيازي به خورشيد و ماه ندارند و بر روي زمين نه جانوري موذي يافت مي‌شود و نه شرّي و نه سمي و نه فسادي؛ چرا كه دعوت او، آسماني است و نه زميني و شيطان در آن راهي براي وسوسه و فتنه‌انگيزي ندارد. بنابراين نه كردار زشتي وجود دارد و نه حسادتي و نه چيزي از تباهي. زمين و درخت دچار آفت نمي‌شوند و كشتزارها سالم و برپايند و هر گاه چيزي از آن‌ها برگيرند، مجدّداً در وقتش مي‌رويد و به حالت اول برمي‌گردد. پدر خانواده به فرزندش لباس مي‌پوشاند؛ در حالي كه پيوسته با اوست و مندرس نمي‌گردد و به هر رنگي كه مايل باشد، درمي‌آيد ... براي شيطان در آن دوران، بدني يافت نمي‌شود كه در آن سكني گزيند و فرشتگان با مؤمنان مصافحه مي‌كنند.


14- گويا قائم (ع) را مي‌بينم كه در پشت نجف، بر اسبي سياه همراه با نقاطي سفيد و خطي سفيد در پيشاني آن، سوار شده است؛ آن‌گاه آن را به حركت در مي‌آورد؛ پس در اين هنگام اهل همه‌ي سرزمين‌ها او را در سرزمينشان مشاهده مي‌كنند.


منبع:مقاله تحقيقاتي دانشگاه تهران